
اختصاصی اتاق نیوز- بدیهی است که نقدینگی موجود در جامعه، باید جذب بازارهایی شود که یا تجاری هستند یا بازارهای سرمایهای را تشکیل میدهند . یکی از بازارهای بسیار خوبی که نقدینگی بخشخصوصی میتواند آنها را جذب کند، حوزه نفت، گاز و پتروشیمی است، اما تاکنون عملا فعالیتهای قابل توجهی در این حوزه از سوی بخشخصوصی انجام نشده است.
کوروش رحمانی فرد مدیرعامل شرکت راهبرد سازه و از فعالان حوزه نفت و پتروشیمی معتقد است بسیاری از افراد برجسته از بخش خصوصی حاضرند در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی سرمایهگذاری کنند؛چراکه این حوزه علاقهمندان زیادی، هم از سوی ایرانیان داخل کشور و هم از سوی ایرانیان خارج از کشور دارد. به عقیده وی با وجود این نیاز و علاقهمندی، مسائل و مشکلات این حوزه همچنان به قوت خود باقی است
.در ادامه ،گفتگوی خبرنگار اتاق نیوز با وی را می خوانید.
حضور بخش خصوصی در حوزه نفت و پتروشیمی را چگونه ارزیابی میکنید؟
در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه؛ دولتها به کمک بخش خصوصی رشد و توسعه اقتصادی کشور خود را رقم میزنند، کشور ما ایران نیز از این امر مستثنی نیست.
دولت یازدهم توسعه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی را جزو اولویتهای سیاستهای اقتصادی خود اعلام نموده است. اهتمام دولت به بهره گیری از توانمندی های تجارب بخش خصوصی در این حوزه می تواند علاوه بر ایجاد اشتغال، توسعه روز افزون کشور ما را به همراه داشته باشد.
دسترسی آسان و ارزان مواد اولیه، سرمایهگذاری در حوزه نفت و پتروشیمی را برای بخش خصوصی داخلی و خارجی جذاب مینماید. فعال شدن بخش خصوصی داخلی همراه با شرکاء خارجی میتواند باعث کاهش بار هزینهای و حاکمیتی دولت شود و به پر رنگتر شدن نقش سیاستگذاری آن کمک کند.
جلوگیری از خامفروشی نفت و ضرورت تبدیل فرآوردهای از جمله مباحثی است که طی سالهای اخیر بسیار به آن پرداخته شده است. به نظر شما بخش خصوصی چه اندازه می تواند در این موضوع تاثیرگذار باشد؟
تبدیل مواد خام اولیه به مواد فرآوری شده امری مثبت بوده و ارزش افزوده بالاتر، ایجاد اشتغال و انتقال دانش فنی و فناوری به داخل کشور را میتوان از جمله مزایای آن برشمرد.
با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی میتوان این طور بیان داشت که فرآورش مواد اولیه نفتی و تبدیل آن به اقلام مورد نیاز صنایع مختلف کشور علاوه بر کمک به تحقق اقتصاد مقاومتی، منجر به کاهش قیمت تمام شده تولیدات داخلی می شود.همچنین رفع تحریمها و افزایش صادرات مواد اولیه رشد و شکوفایی اقتصاد کشور را در پی دارد. در این رابطه بخش خصوصی همواره نشان داده که به دلیل چالاکی و دقت نظری که در مسائل اقتصادی دارد به مراتب از بخشهای دولتی و حاکمیتی بهتر عمل کرده است.
سهم بخش خصوصی در صادرات محصولات نفتی را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این میزان رضایت بخش است؟
بسیاری از افراد برجسته از بخش خصوصی حاضرند در حوزه نفت و گاز و پتروشیمی سرمایهگذاری کنند؛ چراکه این حوزه علاقهمندان زیادی، هم از سوی ایرانیان داخل کشور و هم از سوی ایرانیان خارج از کشور دارد. نکته قابل بررسی این است که با وجود این نیاز و علاقهمندی، مسائل و مشکلات این حوزه همچنان به قوت خود باقی است.موضوع ورود بخش خصوصی به صادرات نفتی در سالهای اخیر بدلیل مشکلات دریافت و جابجایی پول حاصل از فروش نفت توسط دولت شکل گرفت در این میان برخی موارد و مشکلاتی نیز وجود دارد.
به نظر شما بخش خصوصی توانایی حضور در بخش خرید و فروش نفت را دارد؟
قطعاً، اما با توجه به نگاه دولت به بخش خصوصی و عدم اطمینانی که بدلیل عملکرد برخی افراد در گذشته بوجود آمد، این موضوع در اجرا تا حدودی با مشکل مواجه شده است.
دولت شروطی را برای فروش نفت به بخش خصوصی در نظر گرفته که عملاً در اجرا این امر را با دشواری های فراوان مواجه کرده است. بطور مثال بخش خصوصی باید پول نفت خریداری شده را پیش از حمل تسویه نماید، این در حالی است که فروش به شرکتهای خارجی بهصورت مدتدار انجام میشود و یا برای فروش نفت تضامین بانکی در خواست می کنند، در صورتی که با توجه به ارقام بالای مورد نیاز برای خرید و فروش نفت و میعانات گازی، عملاً هیچ بانکی حاضر به ارائه این تضامین نیست.
بخش خصوصی مانند سایر بخشهای صنعت و کشاورزی خواهان داشتن شرایط برابر است. اگر نفت به دیگران بهصورت مدتدار فروخته میشود، باید با بخش خصوصی هم همینطور برخورد شود.
در هر حال برای بوجود آمدن اعتماد؛ دولت میتواند برنامههای گام به گامی را طراحی کند تا شرکتهای توانمند بخش خصوصی بتدریج سهم بیشتری در خرید و فروش محصولات نفتی ایفا کنند.
آیا با کاهش قیمت نفت دولت میتواند به بخش خصوصی تکیه کند؟
بنظر من کاهش درآمدهای نفتی کشور فرصت مغتنمی است که باعث می شود دولت با سیاستگذاریهای مناسب؛ فضا را برای فعالیتهای بیشتر بخش خصوصی باز کند تا از این طریق ضمن کاهش وابستگیهای خود به درآمدهای نفتی سایر حوزههای درآمدی کشور نیز فعال گردد.
درواقع درآمدهای نفتی یک تیغ دولبه است، استفاده مناسب از آن به عنوان منبعی برای سرمایهگذاری در زیرساختها و صنایع میتواند سرعت رشد و شکوفائی کشور را بیشتر کند، اما اتکا بیش از حد و نامناسب به این درآمدها و صرف آن در بخش هزینههای جاری میتواند باعث وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی گردد.
اتکاء دولت به درآمدهای نفتی باعث شده به دیگر بخش هایی که می توانند درآمدزایی کنند؛ کمتر توجه شود.
شاید تهدید کاهش قیمت نفتی در ماههای اخیر فرصتی برای اقتصاد ایران فراهم آورد که وابستگی خود را به درآمدهای نفتی کاهش دهد.
به نظر شما در شرایط کنونی (وجود تحریمها، کاهش قیمت جهانی نفت) مهمترین اولویت صنعت نفت کشور چه باید باشد؟
توسعه صنایع پایین دستی و جانبی آن که دارای ارزش افزوده فراوانی می باشد می تواند مهم ترین اولویت صنعت نفت کشور باشد.
با توجه به این که دولت در بخش فروش نفت توسط بخش خصوصی با احتیاط زیادی عمل میکنند. آیا این را نشانه بیاعتمادی دولت به بخش خصوصی میدانید؟ اگر چنین است چطور میتوان این فضا را از بین برد؟
شاید نگاه دولت به بخش خصوصی در حوزه فروش نفت تا حدودی زیادی متاثر از تجربیات گذشته مدیران این بخش و کار با شرکتهای خارجی بزرگ باشد. شرکت نفت در گذشته با شرکتهایی طرف قرارداد بوده که سالیان سال در این حوزه فعالیت داشته و طی مدت زمانی طولانی به اعتماد متقابل دست پیدا کردهاند. این قراردادها عموماً در حجم بالا و بصورت بلند مدت منعقد میشده است. در حال حاضر بدلیل شرایط تحریم این شرکتها حاضر به ادامه همکاری به شکل گذشته نیستند، در اینجا است که شرکت نفت باید این واقعیت را بپذیرد و با تغییر نگرش خود اقدام به طراحی یک برنامه گامبهگام نموده تا از توانمندیها، خلاقیتها و امکانات بخش خصوصی استفاده کند. با ایجاد اعتماد متقابل بخش خصوصی میتواند بتدریج سهم بیشتری در خرید و فروش محصولات نفتی را کسب کند.
پیشبینی شما از آینده بازار نفت چیست؟ آیا قیمت نفت از آن چه اکنون هست پائینتر میآید؟
قیمتهای نفت را میتوان متاثر از چندین عامل اقتصادی، سیاسی دانست. از یک طرف کشورهای غربی با کاهش قیمت نفت درصدد تحت فشار قراردادن کشوهای ایران و روسیه هستند، تا از این طریق به اهداف سیاسی و ژئوپلتیکی خود دست پیدا کنند. کشورهای غربی با کاهش قیمت نفت میخواهند قدرت چانهزنی خود را در مذاکرات با ایران بالا ببرند. از طرف دیگر بدلیل اختلافات کشورهای غربی با روسیه در موضوع اوکراین؛ از این طریق روسیه را تحت فشار قرار خواهند داد تا مواضع روسیه در این مورد را تعدیل نمایند.
کشورهای عربی عضو اوپک نیز در اظهارات خود بیان میکنند که برای خارج کردن نفت شل از بازار نفت از کاهش قیمتها حمایت میکنند و حاضر به کاهش تولیدات خود نیستند ولی در پشت این اظهارات آنها از عادی شدن روابط ایران و غرب نگران بوده و از قدرت گرفتن ایران در منطقه هراسان هستند و از طریق حمایت از کاهش قیمت نفت و عدم کاهش سطح تولیدات خود سعی میکنند، مواضع ایران در مذاکرات را تحت تاثیر قرار دهند.
اما با کند شدن رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه آسیا نظیر چین و منطقه یورو که از مصرف کنندگان اصلی نفت هستند؛ عملاً سمت تقاضا نفت کاهش یافته است. ورود امریکا به عنوان صادر کننده نفت که تاکنون مصرف کننده نفت خام بوده نیز سمت عرضه را افزایش داده و این موضوع باعث بهم خوردن تعادل قیمتی گذشته شده و بنظر نمیرسد در کوتاه مدت این روند کاهشی معکوس شود.
بهترین استراتژی که دولت میتواند در مواجه با کاهش قیمت نفت در نظر بگیرد، چیست؟
متأسفانه اتکاء بیش از حد دولت ها به درآمد نفتی به خصوص در سالیان اخیر میزان درآمد سالیانه کشور را با نوسانات شدیدی روبرو کرده است که کاهش اخیر قیمت نفت نیز در این مقوله می گنجد. یکی از راهکارهای مقابله با این گونه نوسانات، توسعه و بهره برداری از معادن گوناگون است که خوشبختانه تنوع و پراکندگی این معادن در سطح کشور ،علاوه بر ایجاد درآمد در بخش دولتی، می تواند در ارتباط با ایجاد اشتغال و کاهش آمار بیکاری نقش بسزایی ایفا کند.
انتهای پیام