Performancing Metrics

وقتی هیأت رئیسه اتاق دولتی است، پارلمان بخش خصوصی معنی ندارد | اتاق خبر
کد خبر: 82743
تاریخ انتشار: 20 مهر 1393 - 11:38
فراز جبلی- روزنامه تعادل- فرهاد فزونی، رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران و عراق است که در دوره قبل به دلایلی در انتخابات اتاق بازرگانی شرکت نداشت. وی که از قدیم در گروه خواستاران تحول حضور داشته است این دوره نیز قرار است از طرف بخشی از خواستاران تحول که به قول خودشان مشی میانه روی را در پیش گرفته اند در انتخابات شرکت کند. چرا در اتاق بازرگانی افراد بر سر انتخاب شدن با یکدیگر جدل می کنند؟ چه عایدی از انتخاب شدن به افراد می رسد؟ اجازه دهید بجای جدل لغت رقابت را بکار ببریم. اگر کسی بگوید نشستن بر سر آن صندلی ها هیچ گونه منفعتی ندارد ساده اندیشی است. بالاخره کسی که انتخاب می شود به عنوان نماینده بخش خصوصی به وی نگاه می کنند و ممکن است برای وی در اجتماع ارزش بیشتری قائل شوند. رئیس یک اداره ممکن است در جهت منافع خود کار نکند اما بالاخره عده ای به خاطر سمتش برای وی ارج خاصی قائل هستند و در نهایت از رانت هایی جزئی برخوردار می شود. ممکن است شخصی به عنوان نماینده از این رانت ها برای منافع مادی استفاده نکند ولی ارزش اجتماعی آن را نمی توان نادیده گرفت. عده ای دور یکدیگر جمع شده اند با نیت کمک به بخش خصوصی یک کار تشکلی انجام دهند. پس چرا این همه درگیری و مشکل میان افراد وجود دارد؟ حتی کار را به رد صلاحیت می رسانند. بالاخره منافعی در حضور در اتاق بازرگانی وجود دارد. از سوی دیگر نگاه ما به مسائل درست نیست. ما در کشورمان عادت کردیم که مقدار زیادی تخصص را ندیده بگیریم و خودمان را برتر از دیگران بدانیم. اگر کسی صحبتی کرد با وی می جنگیم که ثابت کنیم بیشتر از وی می دانیم. به همین دلیل هم عده ای معمولا بدون سند و مدرک حرف می زنند. اگر افراد  مستند حرف بزنند نمی شود با آن ها بحث و مجادله کرد. در واقع بی دلیل مشکلات در اتاق بازرگانی به چالش و کش مکش تبدیل می شود. همین موضوعات باعث ضعف بخش خصوصی و نهادهای بخش خصوصی می شود. آیا شما قبول دارید که اتاق بازرگانی پارلمان بخش خصوصی و نماینده بخش خصوصی ایران است؟ خیر. اول باید بگوییم اصلا بخش خصوصی در ایران چگونه تعریف می شود و اصولا تعریف اقتصاد چیست. در مقدمه قانون اساسی آمده است که اقتصاد «وسیله» است. اقتصاد هدف نیست بلکه وسیله است و برای رسیدن به اهداف دیگری به کار گرفته می شود. این اهداف از نظر بخش خصوصی و بخش دولتی باید مشخص شوند و بدانیم اقتصاد برای رسیدن به چه اهدافی مورد استفاده قرار می گیرد. این به آن معنی است که می توان گاهی برای رسیدن به اهداف اقتصاد را قربانی کرد. از سوی دیگر پارلمان بخش خصوصی مفهوم ندارد. وقتی در میان هیات رئیسه اتاق ها مدیران دولتی و شبه دولتی می بینید ، اتاق دیگر پارلمان بخش خصوصی نیست. اگر قرار است قانون اصل 44 بدرستی و تمام و کمال اجرا گردد و اقتصاد کشور در دست بخش خصوصی قرار گیرد ، اتاق نمی تواند فقط مشاور سه قوه باشد و یا در جلسات نیمه تعطیل "گفتگو" شرکت کند. نباید در شورای پول و اعتبار فقط یک نماینده داشته باشد. نباید در بسیاری دیگر از شورا ها و کمیسیون های تصمیم سازی و تصمیم گیری فقط ناظر باشد. اگر قرار است من فعال بخش خصوصی فقط ناظر باشم دلیل ندارد در انتخابات اتاق شرکت کنم و یا به جلسات آنچنانی بروم. از پشت میز کار خودم نظاره گر خواهم بود. همین ایراد هم باعث شده که بسیاری از فعالان پر توان بخش خصوصی دلیل برای حضور در اتاق نمی بینند.. شما در این انتخابات به کدام طیف نزدیک خواهید بود؟ برای رسیدن به اهداف پیش گفته نیاز به تغییرات فکری و رفتاری بسیاری چه در جمع نمایندگان، چه در میان فعالان بخش خصوصی و در میان دولتمردان و سیاستگذاران داریم. این جاست که به داستان مرغ و تخم مرغ میرسیم. آیا ابتدا باید بخش خصوصی اصلاحات را از درون خود آغاز کند تا حکومت آنرا بپذیرد و با تغییر قوانین اجازه حضور بیشتری به بخش خصوصی کشور در اقتصاد بدهد و یا باید ابتدا حکومت شرایط را تغییر دهدو محیط بازتر و اثر گذارتری را به فعالان بخش خصوصی ارائه نماید؟ آیا توان کافی و اراده لازم سیاسی برای یک تعامل دو سویه و همزمان وجود دارد؟ بسیاری از اعضای تعادل گرای خواستاران تحول خواهان این تعامل دو سویه هستند و به دنبال فراهم نمودن زمینه های اجرائی کردن آن می باشند تا نه سیخ بسوزد نه کباب به یاد داشته باشیم که خواستاران تحول یک طیف است و ما گروهی هستیم از خواستاران تحول که همیشه به میانه روی و اعتدال اعتقاد داشتیم و امروز هم داریم. ما میانه روهایی هستیم که خیلی حرف زدیم و انتقاد کردیم ولی با کمال ادب و سند و مدرک. ما امروز هم هستیم ولی جنجال نمی کنیم. ما دنبال خراب کردن همه چیز نیستم و در همان چارچوب در انتخابات شرکت می کنیم. هر گروهی باید شناسنامه داشته باشد و لیدرهای آن مشخص باشد. لیدر این گروه چه کسی است؟ در یک سیستم دموکراتیک حرف و نظر از پایین به بالا می آید. پس کف هرم مهم است نه فقط رئیس. برای پاسخ به سوال شما فعلا" به این بسنده می کنم که دیدگاه های من با مهندس خوانساری نزدیک است. فقط اسم وی را می برم چون در مصاحبه با شما قبلا حرف هایش را زده و موضع خود را مشخص کرده است. ما یک گروه فکری با وی تشکیل داده ایم.  زاویه ما مشخص است و افراد درون این جمع شناخته شده هستند. ما ادعایی نداریم که کل اتاق را قبضه می کنیم. ما نمی توانیم نماینده کل اقتصاد باشیم. ما به دنبال اتاقی یک دست که فقط خواستاران تحول در آن باشند نیستیم. ما به دنبال دموکراسی هستیم و برای بقیه هم حقی قائلیم. در این مملکت 85 درصد اقتصاد دست بخش دولتی و شبه دولتی است. اهداف دولت با بخش خصوصی متفاوت است. در میان همان 15 درصد هم نماینده نیستیم. بخش مهمی از بخش خصوصی، بخش ساختمان، تعاونی و اصناف است. من نمی دانم اتاق نماینده چند درصد از بخش خصوصی است ولی مطمئنا نماینده کل بخش خصوصی نیست. ما در تهران نماینده همان 2400 نفری هستیم که رای دادند. ما حتی نماینده 13 هزار نفر صاحب کارت فعال در تهران هم نیستیم. بخش  بزرگی از آن  13 هزار نفر که در انتخابات اتاق شرکت نمی کنند اعتنای چندانی به اتاق ندارند. اگر منافعی در این اتاق برای خود می دیدند می آمدند و رای می دادند. البته قسمتی از این موضوع  مربوط به «دولت زدگی » همه ما است. ما یاد گرفته ایم فقط یک رئیس جمهور انتخاب کنیم و بعد کنار بنشینیم و توقع داشته باشیم که دولت همه خواسته های ما را انجام دهد. اما باید بیاد داشته باشیم که اگر در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها مشارکت نداشته باشیم باید هر آنچکه به ما می دهند  بپذیریم و حق اعتراض هم نخواهیم داشت.
مطالب مرتبط
نظرات
ADS
ADS
پربازدید