
داوود حسني
نوسانهاي ارزي شديدي كه اين روزها در بازار ارز شاهد آن هستيم، تنها نتيجه تحريم نيست كه آنگونه كه رييس كميسيون واردات اتاق بازرگاني گفت، شايد 5 تا 10 درصد از افزايش قيمتها مربوط به تحريم است. به جرات ميتوان گفت بيشترين نوسان در بازار را در 18 ماه گذشته سخنان رييسكل بانك مركزي ايجاد كرده است. سال گذشته زماني كه دلار به يك هزار و 210 تومان رسيده بود، محمود بهمني سخنراني كرد و از عرضه نامحدود در بازار سخن گفت، اما زماني كه عرضه پس از يك هفته متوقف شد، قيمت از يك هزار و 150 به يك هزار و 250 رسيد يعني رفتار هيجاني رييسكل بانك مركزي سبب شد تا قيمت ارز 40 تومان نسبت به وضعيت اوليه افزايش يابد.
اين دسته از سخنرانيها و عمل نكردنها را در سال 90 از بانك مركزي زياد شاهد بوديم و دلالان و سفتهبازان نيز از اين راه كسب درآمد ميكردند. كافي بود پيشينه تصميمات ناگهاني رييس بانك مركزي را بدانند تا به بهترين شكل در بازار نوسانگيري كنند. اين وضعيت در هفته جاري نيز تكرار شد و پس از آنكه حميد صافدل از افزايش نرخ ارز مرجع تا يكهزار و 600 تومان خبر داد، محمود بهمني با تاييد خبر تغيير نرخ ارز مرجع به بازار هيجان وارد كرد.
نتيجه اين اعمال، هيجان ركوردزني نرخ دلار بود و اينكه ديگر كسي به دلار در بازار اعتماد نكند؛ اما مسوول اين رفتارهاي هيجاني در بازار چيست؟ بدون ترديد سهم بانك مركزي در ايجاد نوسانهاي ناگهاني در بازار بيشتر از سايرين است.
خبر عرضه هشت ميليارد دلار از سوي صندوق توسعه ملي در بازار آتي ارز و تبديل آن به ريال براي حمايت از بخش توليد خبر خوشي بود كه از دو جهت به اقتصاد ايران كمك خواهد كرد. نخستين اقدام، حمايت از توليد است كه بيش از 16 هزار ميليارد نقدينگي به بازار صنعت و كشاورزي تزريق ميكند. اين ميزان بيشتر از حمايت هدفمندي يارانهها از توليد است. از طرف ديگر، كل واردات ايران در هر ماه حدود 2/4 ميليارد دلار است كه با ورود 8 ميليارد دلار از سوي صندوق توسعه ملي به بازار تقاضاي واردكنندگان اشباع خواهد شد و كافي است تا بانك مركزي نيز براي دو ماه ديگر ارز پيشفروش كند تا فضاي بازار تا چهار ماه بدون التهاب باقي بماند.
نكته اساسي و مهم ديگر اينكه بورس ارز با عرضه اين ميزان دلار رونق يافته و ميتواند قيمتگذار اصلي بازار باشد. به اين معنا كه پس از گذشت اين چهار ماه بورس ارز به عنوان اصليترين بازار تعيين نرخ دوم ارز ميتواند نقشآفريني كند و بازار ثانويه از دست دلالان ارز خارج شود. براي اين كار پيش از هر چيز بانك مركزي بايد از ايجاد هيجان در بازار و اعلام اخباري كه تنها بازار را ملتهب ميكند دست برداشته و اجازه دهد تا بازار براساس واقعيت تصميمگيري كند؛ حتي اگر قيمت مسير صعودي در پيش گرفته باشد، زيرا تجربه نشان داده است كه در اين شرايط دخالت بانك مركزي تنها بر التهاب بازار دامن ميزند.
بورس ارز نيز بايد سازوكار خود را براي مبادله ارز نقد فراهم كند. به اين معنا كه مبادلات ارزي در چهارراه استانبول به اين بازار انتقال يابد و افراد براي خريد حجم بالاي ارز براي ماههاي آتي بتوانند در اين بازار همچون بازار سكه اقدام به خريد كنند.
كارشناس بازار سرمايه